قهرمان ميرزا عين السلطنه
5981
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
در اين بين يمن الدوله رسيد . تعظيمى كرد كه نزديك بود سرش زمين بخورد . ها شاهزاده چه هست . گفت بعضى عرايض دارم . رو را به من كرد گفت تا من الموت نروم نمىدانم شما چه مىگوئيد . گفتم من حرفى در باب خودم و الموت نزدم . صحبت با من ، يك قال مقالى و يك دادوفريادى كه نظير نداشت تمام شد ( خدا رحم كرد روزه نبود . خدا رحم كرد من معروض و مقصر نبودم ) . شاهزاده بناكرد از سبزىكار حضرت كه ضبط شده و مزايدهء آقا بابا و مسلخ ملكى بيگلربيگى و كارگزار سابق كه ضبط شده شرحى گفت و او همه را جواب مىداد بايد گرفت ، بايد اجاره داد ( شاهزاده در دورهء اين حاكم دستى از آستين درآورده و هرجا را ممكن است به اسم وقف ، ثلث ، مال امام ضبط مىكند ، مزايده مىدهد . براى مردم پاگيرى و سعايت مىكند و متصل دخل مىكند . به كلى مردم را رنجانده و طرف كرده كه بسيار از او بد مىگويند . اما تا التفات اين حاكم است جرئت ندارند حرف بزنند ) . آنها رفتند كه اجارهنامهء آقا بابا را امضاء كنند ، من آمدم بيرون . چه حاكمى اين است حاكم ما پس از آنكه مىگويند ايران دارد گلستان مىشود ، پس از آنكه مىگويند تفرغن و افادههاى دورههاى قبل بايد محو و زايل گردد ، پس از آنكه مىگويند مأمورين دولت بايد تهذيب اخلاق به مردم بياموزند ، پس از آنكه مىگويند املاك را بايد بين رعايا قسمت كرد . وقتى كه با من و براى چهار كلمه حرف حساب درحالىكه صد نفر رعيت كتكخورده ، شلاقخورده ، سرشكسته ، دستشكسته صف كشيده اين قسم مذاكره و به آنها اين قسم بىاعتنائى كند واى به حال ساير مردم . حالا مصطفى خان حق داشت نيايد يا نه ؟ سيد على خان رئيس كابينهاش به من گفت اين حالا با شما خوب مكالمه كرد ، نمىدانيد از صبح تا غروب چه مىكند و چه پروپاچه مىگيرد . براى هر مطلبى هرنوشته و كاغذى دو ساعت نزاع و فحش و فحشكارى مىكند . هيچچيز هم سرش نمىشود . عمارت چهلستون جمعه 12 رمضان - چون رؤيت هلال نشده در مساجد دعا را يازدهم مىخوانند ، سهشنبه را اول ماه گرفتهاند . چهار بعدازظهر ماژر محمد حسين ميرزا وقت ملاقات داده بود به اتفاق آقاى رفعت السلطان رفتيم . اولا درهاى باغ چهلستون را باز كرده بودند . ثانى پلهء جديد عمارت چهلستون كه مدحت السلطنه طرح و پى آن را ريخت و در عهد